در بخش اول این یادداشت، تلاش کردیم تا حد ممکن، سهم استرالیا از زغال سنگ و سایر مواد اولیه کلیدی در تولید فولاد چین را بررسی کنیم. پس از آن به شکلی سطحی و بدون بررسی، نتیجه این محدودیت‌های ایجادشده از سوی دولت چین را متذکر شده و سپس تلاش کردیم انگیزه چین از این کار را واکاوی کنیم.

اما در این بخش قصد داریم آثار و پیامدهای این محدودیت را در بازار فولاد و سایر بازارهای وابسته مانند زغال سنگ و سنگ آهن بررسی کنیم.

تصمیم عجیب پکن و اثرات آن بر پروسه‌های تولید فولاد

قطعاً ممنوعیت و محدودیت واردات زغال سنگ استرالیا، به ویژه نوع کک سخت با درجه کیفیت بالا، هیچ توجیه اقتصادی برای دولت چین و صنایع تولید فولاد ندارد؛ این موضوع با اطلاع از اختلالات صنعت فولاد بیش از پیش قطعیت خواهد یافت. باید خاطر نشان کرد که عدم استفاده از حجم کافی زغال سنگ کک در پروسه تولید فولاد، باعث می‌شود تا تولیدکننده به حجم بیشتری از سنگ آهن برای تولید هر تن فولاد نیاز داشته باشد.

استرالیا که پیش‌تر تلاش می‌کرد در جدال آمریکا-چین در موضع میانه و وسط باقی بماند، این بار خود درگیر جدال شده است

این یعنی صنایع چین، به منظور تولید همان میزان از فولاد، که سابقاً انجام داده است، نیازمند مصرف میزان بیشتری از سنگ آهن است. این یعنی با این تصمیم دولت چین، بی‌شک قیمت سنگ آهن به سطحی می‌رسد که در یک دهه اخیر بی‌سابقه بوده است.

پیامد این موضوع علاوه بر افزایش هزینه تولید فولاد در چین، مجموعه آثار مثبتی برای دولت استرالیاست. شاید صادرات زغال سنگ این کشور کاهش پیدا کند اما فراموش نکنید که استرالیا در صادرات سنگ آهن نیز توانایی بالایی داشته و یکی از تأمین‌کنندگان اصلی این ماده حیاتی است!

این یعنی افزایش قیمت سنگ آهن نیز به طور مستقیم یا غیر مستقیم، به تقویت خزانه استرالیا کمک می‌کند! این یعنی بزودی درآمد عظیمی در ردیف بودجه دولت استرالیا با همیاری و همکاری شرکت (BHP)، ایجاد خواهد شد. افزایش درآمدی که باعث می‌شود تا اثر کاهش حجم صادرات زغال سنگ بر اقتصاد استرالیا خنثی شود.